ب. زمينهٴ ديني
تلمود1
در اثناي نخستين پنج قرن ميلادي مجموعهٴ عظيمي از قوانين فقهي و روايات رابيان در مدارس فلسطين و اورشليم گرد آمد. اين مجموعه، كه اغلب تعيين تاريخ اجزاي مختلف آن غيرممكن است، تا حدي در سدهٴ پنجم تنظيم شده، و به
تلمود موسوم است (در عبري به معني آموزش).
درواقع تلمود يكي نبود، بلكه دو تلمود وجود داشت، يكي در فلسطين و ديگري در بابل. اول،
تلمود فلسطيني2 در حدود 425 تدوين شد.
تلمود بابلي3 اساساً در اواخر سدهٴ پنجم تدوين شد.
اين تلمود مشروحتر و علميتر از تلمود فلسطيني بود4، و در اثناي قرون وسطي تدريجاً جانشين آن شد. هنگامي كه از
تلمود بحث ميشود، منظور تلمود بابلي است، مگر اين كه كلمهٴ فلسطيني ذكر شود.
هر تلمود در دو مرحله رشد كرد: مرحلهٴ اول تفصيل ميشناه5 (به عبري، يعني يادآوري، تعليم) بود، يعني مجموعهاي از قوانيني كه به گسترش و بسط
احكام تورات ميپردازد. مرحلهٴ دوم گمارا بود، كه مجموعهاي از مطالب الحاقي از همان قبيل است. ميشناه اساساً هالاكا (احكام شرع) است. در حالي كه گمارا بخشي هالاكا و قسمتي ديگر هگاداه (روايات غيرمرتبط به احكام) است. درخور توجه است كه ميشناه به عبري نوشته شده بود و
گمارا به آرامي.
تلمود به شش طبقه تقسيم شده و هر طبقه (سداريم6) شامل تعدادي مقاله (مسكتوث7) است؛ طبقات عبارت است از: 1. دانهها (كشاورزي)؛ 2. اعياد؛ 3. زنان (قوانين ازدواج و غيره)؛ 4. جزا (قوانين مدني، جزايي و غيره)؛ 5. مقدسات (قرباني و غيره)؛ 6. طهارات (علل نجاسات و غيره).
ميشناه شامل 60 تا 70 مقاله است. بهجز اين، تلمود فلسطيني 39 مقالهٴ مربوط به گمارا
را دارد و تلمود بابلي 36/5 مقالهٴ آن را.8
تلمود را ميتوان يك مجموعهٴ قوانين شمرد، ولي دستهبندي قوانين بسيار ضعيف است و